ناصر الدين شاه قاجار
28
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
التفات شد . بعد حضرات رفتند . بعضى فرمايشات شد . در باب كم كردن مردم اسباب و آدم خود را و گندم ، براى شهر همدان و تعيين منازل . در معاودت همه رفتند كه در اين فقرات ، گفتگو كنند . عصرى سوار شده رفتم ، روى تپه مصلّا تماشاى شهر حقيقتا دورنما و چشم اندازى بهتر از اينجا نمىشود . خيلى با دوربين اطراف را تماشا كردم . خانه عكاسباشى و عرفانچى هم در زير مصلّا بود . عكاس آمد بالا شيشههاى عكس شهر را كه از همين جا انداخته بود . آورد ديدم . مجد الدوله ، على رضا خان و ساير پيشخدمتها بودند . چاى خورديم . . شهر خيلى بزرگ و پرجمعيت است . بعد سوار شده ، برگشتيم . غروبى به منزل . احوال ناخوشها هنوز خوب نشده است . انشا الله خوب مىشوند . شب بعد از شام خوابيدم . Chirasi روز چهارشنبه شانزدهم [ شهر رجب ] صبح برخاسته سوار اسب شده ، به بلدى سليم لال ، رانديم براى درّه عباسآباد . خيلى رانديم تا به اول دره رسيديم . دره وسيعى است . آب زيادى ، از وسط آب صاف جارى است . طرفين ، آب و دره همه اشجار است . حالا كه پائيز [ 272 ] و خشكسالى است باز باصفا بود . بهار بسيار خوب جائى بايد باشد . خلاصه رانديم ، آقا على ، يحيى خان ، سياچى ، موچول خان ، محقق و . . . بودند . يحيى خان برگشت ، رفت تلگراف خانه . آمديم تا رسيديم به آخر درخت و باغستان . آب دو شعبه شد شعبه [ اى ] از دره راه تويسركان مىآيد . شعبه ديگر از درهء ديگر مىآمد . بالاى اين درّه در روى سنگ بزرگى به خط ميخى قديم ، دو صفحه شرح مفصلى نوشتهاند . رفتم تماشا كردم . خطوطش عيب نكرده است . قلعه خرابه [ اى ] هم بالاى كوهى است كه مشرف است به اين خطوط ، اما آدم دلش تنگ ميشد ، كه نمىتوانست بخواند . بعد آمديم ، پائين سرآب صاف ، آفتابگردان زدند ناهار خورديم عرفانچى ، ميرزا على خان هم آمدند . بعد از ناهار سوار شده همهجا راه را گرفته ، رفتيم براى گردنه شهرستانه كه مىرود « تويسركان » همهجا راه ماليده ، مىرود ، سربالا هيچ معلوم نيست ، در آخر يك دفعه سربالا مىشود ، اما راهش خوب است ، تا مىرود گردنه . رفتم بالاى گردنه ، نشستيم . دوربين انداختيم سليم معرفى دهات و كوهها را مىكرد . خنده داشت . جلگه تويسركان پيدا بود . بسيار قشنگ و سبز و بسيار ييلاق است دهات زياد ، بسيار ، بسيار مقبول و قشنگ است . شهر « تويسركان » پيدا نبود .